او با لبانی تشنه به دنبال لذتی بی سابقه بود که یکباره در میان عکس ها نگاهش به تصویر جذابی افتاد.
این تصویر او را به دنیایی از هیجان و شهوت برد. جایی که هر لمس او را عمیق تر در خود فرومی برد.نزدیکتر شد و با هر کلیک به لذتی جدید رسید. انگار زمان از حرکت ایستاده بود.
او با انعطاف بدنش به نوازش پرداخت و هر لرزش را با نگاهی پر از هوس دنبال می کرد.
دیگر چیزی جز این شور در ذهنش نبود. تنها می خواست تا این شادی همیشگی شود.او در عین حال به آهسته لمس کردن ادامه داد و هر لحظه به اوج لذت نزدیکتر و نزدیکتر شد.
این نهایت آرزوی او بود. جایی که همه حس هایش داغ می شد.
سپس او را با دستانش به فشار داد و به خودش نزدیکتر کرد.تا جایی که هیچ فاصله ای باقی نماند.این لحظه اوج گیری میل بود.
با هر نفس به نرم و لطیف نوازش ادامه داد.
او با اشتیاق به این لذت پرداخت.او بدن را به حالت جذاب خم کرد تا شور را به اوج برساند.
و سپس با یک حرکت نرم همه وجودش را به لرزش درآورد.
او با هر حرکت به فریاد زد.او با لبانی تشنه به جستجو پرداخت و هر نقطه را به دقت جستجو کرد.سپس به دنبال حسی عمیق تر به لطافت ادامه داد.
این شادی بی نظیر بود. گویی در بهشت عشق سفر می کرد.او در همزمان به نرم و آرام نوازش ادامه داد و هر لحظه به اوج نزدیک تر شد.
او با همه وجود خود لذت می برد و هر لحظه را لبالب از هیجان می دید.
او با سینه هایی پر حرارت به نوازش پرداخت و هر حرکت را با میلی عمیق درک می کرد.با نگاهی پنهان همه لذت را پذیرا بود.این یکتا شادی بی پایان بود.او با انگشتانش به جستجو در اندام او پرداخت و هر قسمت را با حرارت نوازش می نمود.سپس او را عمیق تر در آغوش گرفت.
او با چشمان بسته همه هستی اش را به لذت تسلیم کرد.او با قوت او را به سوی خودش نزدیک کرد تا هیچ گونه جدایی میانشان نباشد.سپس این صحنه را به خودش نزدیک تر کرد تا لذت به کمال برسد.
او با همه وجود خود کیف می برد و هر لحظه را پر از شور می دید. 
Home
خوردن کس ابدار